آمار کاربران
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
ترجمه فارسي قرآن الكريم - سوره البقرة
انصاريان (بخش اول)




به نام خدا كه رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش هميشگى




الم(1)

در [ وحى بودن و حقّانيّت ] اين كتابِ [ با عظمت ]هيچ شكى نيست ; سراسرش براى پرهيزكارانْ هدايت است .(2)

آنان كه به غيب ايمان دارند و نماز را بر پا مي  دارند و از آنچه به آنان روزى داده ايم ، انفاق مي  كنند .(3)

و آنان كه به آنچه به سوى تو و به آنچه پيش از تو نازل شده ، مؤمن هستند و به آخرت يقين دارند .(4)

آنانند كه از سوى پروردگارشان بر [ راهِ ] هدايت اند و آنانند كه رستگارند .(5)

بى ترديد براى كسانى كه [ به خدا و آياتش ] كافرند مساوى است چه [ از عذاب ] بيمشان دهى يا بيمشان ندهى ، ايمان نمي  آورند .(6)

خدا [ به كيفر كفرشان ] بر دل ها و گوش هايشان مُهرِ[ تيره بختى ] نهاده ، و بر چشم هايشان پرده اى [ از تاريكى است كه فروغ هدايت را نمي  بينند ] ، و براى آنان عذابى بزرگ است .(7)

و گروهى از مردم [ كه اهل نفاق اند ] مي  گويند : ما به خدا و روز قيامت ايمان آورديم ، در حالى كه آنان مؤمن نيستند .(8)

[ به گمان باطلشان ] مي  خواهند خدا و اهل ايمان را فريب دهند ، در حالى كه جز خودشان را فريب نمي  دهند ، ولى [ اين حقيقت را ] درك نمي  كنند .(9)

در دلِ آنان بيمارىِ [ سختى از نفاق ] است ، پس خدا به كيفرِ نفاقشان بر بيماريشان افزود ، و براى آنان در برابر آنچه همواره دروغ مي  گفتند ، عذابى دردناك است .(10)

چون به آنان گويند : در زمين فساد نكنيد ، مي  گويند : فقط ما اصلاح گريم !(11)

آگاه باشيد ! يقيناً خود آنان فسادگرند ، ولى درك نمي  كنند .(12)

چون به آنان گويند : ايمان آوريد چنان كه ديگر مردم ايمان آوردند مي  گويند : آيا ما هم مانند سبك مغزان ايمان آوريم ؟ ! آگاه باشيد ! قطعاً اينان خود سبك مغزند ، ولى [ از شدت كوردلى به اين حقيقت ] آگاه نيستند .(13)

و هنگامي كه با اهل ايمان ديدار كنند ، گويند : ما ايمان آورديم و چون با شيطان هايشان [ كه سرانِ شرك و كفرند ] خلوت گزينند ، گويند : بدون شك ما با شماييم ، جز اين نيست كه ما [ با تظاهر به ايمان ] آنان را مسخره مي  كنيم .(14)

خدا آنان را [ به كيفر اين كار منافقانه در دنيا و آخرت ] عذاب خواهد كرد ، و آنان را در سركشى وتجاوزشان مهلت مي  دهد [ تا در گمراهى شان ] سرگردان وحيران بمانند .(15)

آنان كسانى هستند كه گمراهى را به جاى هدايت خريدند ، پس تجارتشان سود نكرد و از راه يافتگان [ به سوى حق ] نبودند .(16)

سرگذشت آنان مانند كسانى است كه [ در شب بسيار تاريك بيابان ] آتشى افروختند [ تا در پرتو آن خود را از خطر نجات دهند ] ، چون آتش پيرامونشان را روشن ساخت ، خدا [ به وسيله توفانى سهمگين ] نورشان را خاموش كرد و آنان را در تاريكى هايى كه مطلقاً نمي  ديدند واگذاشت.(17)

 كر و لال و كورند، به اين سبب آنان [ از گمراهى و ضلالت به سوى هدايت و حقيقت ] بازنمي  گردند .(18)

يا [ سرگذشت آنان ]سرگذشتِ [ دچار شدگان به ] رگبارى شديد از آسمان است كه در آن تاريكى ها و رعد و برقى است ، [ آنان ] انگشتانشان را از [ صداىِ هولناكِ ] صاعقه ها به خاطر بيم مرگ در گوش هايشان مي  گذارند [ در حالى كه راه گريزى از مرگ براى آنان نيست ] و خدا به كافرانْ احاطه [ همه جانبه ] دارد .(19)

نزديك است كه آن برقِ [ بسيار رخشنده ، روشنىِ ] چشم هاى آنان را بربايد ; زمانى كه آنان را روشنى دهد ، در آن روشنى راه مي  روند و چون محيط را بر آنان تاريك كند ، مي  ايستند و اگر خدا مي  خواست [ شنوايىِ ] گوش و [ بينايىِ ] چشم آنان را نابود مي  كرد ; زيرا خدا بر هر كارى تواناست .(20)

اى مردم ! پروردگارتان را كه شما و پيشينيان شما را آفريده است ، بپرستيد تا [ با پرستيدن او ] پروا پيشه شويد .(21)

آن پروردگارى كه زمين را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان ، آبى [ مانند برف و باران ] نازل كرد و به وسيله آن از ميوه هاى گوناگون ، رزق و روزى براى شما بيرون آورد ; پس براى خدا شريكان و همتايانى قرار ندهيد در حالى كه مي  دانيد [ براى خدا در آفريدن و روزى دادن ، شريك و همتايى وجود ندارد ] .(22)

و اگر در آنچه ما بر بنده خود ] محمّد (صلى الله عليه وآله) ] نازل كرده ايم ، شك داريد [ كه وحى الهى است يا ساخته بشر ] پس سوره اى مانند آن رابياوريد ، و [ براى اين كار ] غير از خدا ، شاهدان و گواهان خود را [ از فُصحا و بُلغاى بزرگ عرب به يارى ] فرا خوانيد ، اگر [ در گفتار خود كه اين قرآن ساخته بشر است نه وحى الهى [ راستگوييد .(23)

و اگر اين كار را انجام نداديد ـ كه هرگز نمي  توانيد انجام دهيد ـ بنابراين از آتشى كه هيزمش مردم و سنگ هايند ، بپرهيزيد ; آتشى كه براى كافران آماده شده است .(24)

و كسانى را كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته [ چون عبادت حق و خدمت به خلق ] انجام داده اند ، مژده ده كه بهشت هايى ويژه آنان است كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ; هرگاه از آن بهشت ها ميوه اى آماده به آنان دهند ، گويند : اين همان است كه از پيشْ روزىِ ما نمودند ، و از ميوه هاى گوناگون كه [ در طعم و گوارايى و زيبايى ] شبيهِ هم است ، نزد آنان آورند ; در آنجا براى ايشان همسرانى پاكيزه [ از هر آلودگى ] است ; و در آن بهشت ها جاودانه اند .(25)

بى ترديد خدا [ براى فهماندن مطلبى به مردم ] از اينكه به پشه و فراتر از آن [ در كوچكى ] مَثَل بزند ، شرم نمي  كند ; اما اهل ايمان آگاهند كه آن مثل از سوى پروردگارشان درست و حق است و اما كافران مي  گويند : خدا از اين مثل چه اراده كرده است ؟ ! خدا بسيارى را به آن مثل [ به خاطر عدم دقت و مطالعه ] گمراه مي  كند ، و بسيارى را به آن مثل [ به سبب درك صحيح ] هدايت مي  نمايد; و جز فاسقان را به آن گمراه نمي  كند.(26)

آنان كسانى هستند كه پيمان خدا را [ كه توحيد و وحى و نبوت است ] پس از استوارى اش [ با دلايل عقلى و علمي و براهين منطقى با عدم وفاى به آن ]مي  شكنند و آنچه را خدا پيوند خوردن به آن را فرمان داده است [ مانند پيوند با پيامبران و كتابهاى آسمانى و اهل بيت طاهرين و خويشان ] قطع مي  نمايند و در زمين تباهى و فساد بر پا مي  كنند ، آنانند كه زيانكارند .(27)

چگونه به خدا كفر مي ورزيد در حالى كه [ پيش از دميده شدن روح به كالبدتان تركيبى از عناصر ] مرده بوديد ، پس شما را حيات بخشيد ، سپس شما را مي  ميراند ، آن گاه دوباره زنده مي  كند ، سپس به سوى او بازگردانده مي  شويد .(28)

اوست كه همه آنچه را در زمين است براى شما آفريد ، سپس آفرينش آسمان را [ كه به صورت ماده اى دود مانند بود] اراده كرد و آن را به شكل هفت آسمان [ همراه با نظامي استوار] درست و نيكو قرار داد ; و او [ به قوانين و محاسباتِ ] همه چيز داناست .(29)

و آن زمان را ياد آر كه پروردگارت به فرشتگان گفت : به يقين جانشينى در زمين قرار مي  دهم . گفتند : آيا موجودى را در زمين قرار مي  دهى كه در آن به فساد و تباهى برخيزد و به ناحق خون ريزى كند و حال آن كه ما تو را همواره با ستايشت تسبيح مي  گوييم و تقديس مي  كنيم . [ پروردگار ] فرمود : من [ از اين جانشين و قرار گرفتنش در زمين اسرارى ] مي  دانم كه شما نمي  دانيد .(30)

و خدا همه نام ها [ ىِ موجودات ]را به آدم آموخت ; سپس [ هويت و حقايق ذات موجودات را ] به فرشتگان ارائه كرد و گفت : مرا از نام هاى ايشان خبر دهيد ، اگر [ در ادعاى سزاوار بودنتان به جانشينى ]راستگوييد .(31)

گفتند : تو از هر عيب و نقصى منزّهى ، ما را دانشى جز آنچه خودت به ما آموخته اى نيست ، يقيناً تويى كه بسيار دانا و حكيمي  .(32)

[ خدا ] فرمود : اى آدم ! فرشتگان را از نام هاى آنان خبر ده . پس هنگامي كه نام هايشان را به فرشتگان خبر داد [ خدا ] فرمود : آيا به شما نگفتم كه من يقيناً نهانِ آسمان ها و زمين را مي  دانم ، و به آنچه شما آشكار مي  كنيد و به آنچه پنهان مي  داريد ، دانايم ؟(33)

و [ ياد كن ] هنگامي كه به فرشتگان گفتيم : به آدم سجده كنيد ، [ پس ] سجده كردند مگر ابليس كه سر پيچيد و تكبّر ورزيد و از كافران شد .(34)

و گفتيم : اى آدم ! تو و همسرت در اين بهشت سكونت گيريد و از هر جاى آنكه خواستيد فراوان و گوارا بخوريد ، و به اين درخت نزديك نشويد كه [ اگر نزديك شويد ] از ستمكاران خواهيد شد .(35)

پس شيطان ، هر دو را از [ طريق ] آن درخت لغزانيد و آنان را از آنچه در آن بودند [ چه مقام و مرتبه معنوى ، و چه منزلت و جايگاه ظاهرى ] بيرون كرد . و ما گفتيم : [ اى آدم و حوا و اى ابليس ! ] در حالى كه دشمن يكديگريد [ و تا ابد ، بين شما آدميان و ابليسيان صلح و صفايى نخواهد بود ، از اين جايگاه ] فرود آييد و براى شما در زمين ، قرارگاهى [ براى زندگى ] و تا مدتى معين ، وسيله بهرهورى اندكى خواهد بود .(36)

پس آدم كلماتى را ] مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بيت (عليهم السلام) كه مايه توبه و بازگشت بود ] از سوى پروردگارش دريافت كرد و [ پروردگار [ توبه اش را پذيرفت ; زيرا او بسيار توبه پذير و مهربان است .(37)

گفتيم : همگى از آن [ مرتبه و مقام ] فرود آييد; چنانچه از سوى من هدايتى براى شما آمد، پس كسانى كه از هدايتم پيروى كنند نه ترسى بر آنان است و نه اندوهگين شوند .(38)

و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند ، اهل آتشند و در آن جاودانه اند .(39)

اى بنى اسرائيل ! نعمت هاى مرا كه به شما عطا كردم ، ياد كنيد و به پيمانم [ كه سفارش به عبادت و ايمان به همه انبيا به ويژه پيامبر اسلام است ] وفا كنيد تا من هم به پيمان شما [ كه توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وايمان است ] وفا كنم ، و  [ نسبت به پيمان شكنى ]فقط از من بترسيد .(40)

وبه آنچه [ بر پيامبر اسلام ] نازل كرده ام كه تصديق كننده [ تورات وانجيلى ] است كه با شماست ، ايمان آوريد و نخستين كافر به آن نباشيد [ كه نسل به نسل پس از شما به پيروى از شما به آن كافر شوند ] و آياتم را [ در تورات كه اوصاف محمّد و قرآن در آن است ، با تغيير دادن و تحريف كردن ] به بهايى ناچيز نفروشيد ، و فقط از من پروا كنيد .(41)

و حق را با باطل مخلوط نكنيد [ تا تشخيص دادنشان بر مردمِ جوياى حق دشوار نشود ] ، وحق را [ كه قرآن وپيامبر است ] در حالى كه مي  دانيد [ و مي  شناسيد ، از مردم ]پنهان نكنيد.(42)

و نماز را بر پا داريد ، و زكات بپردازيد ، و همراه ركوع كنندگان ركوع كنيد [ كه نماز خواندن با جماعت محبوب خداست ] .(43)

آيا مردم را به نيكى فرمان مي  دهيد و خود را [ در ارتباط با نيكى ]فراموش مي  كنيد ؟ در حالى كه كتاب [ تورات را كه با شدت به نيكى دعوتتان كرده ]مي  خوانيد . آيا [ به وضع زيان بار و خطرناك خود ]نمي  انديشيد ؟(44)

از صبر و نماز [ براى حل مشكلات خود و پاك ماندن از آلودگى ها و رسيدن به رحمت حق ] كمك بخواهيد و بى ترديد اين كار جز بر كسانى كه در برابر حق قلبى فروتن دارند دشوار و گران است .(45)

[ دارندگان قلب فروتن ]كسانى هستند كه يقين دارند ديدار كننده [ قيامت و پاداش ]پروردگارشان مي  باشد و قطعاً به سوى او باز مي  گردند .(46)

اى بنى اسرائيل ! نعمت هاى مرا كه به شما عطا كردم و اينكه شما را بر جهانيانِ [ زمانِ خودتان ]برترى دادم ، ياد كنيد ،(47)

و از روزى پروا كنيد كه نه كسى از كسى عذابى را دفع مي  كند ، و نه از كسى شفاعتى مي  پذيرند ، و نه از كسى [ در برابر گناهانش ]فديه و عوضى مي  گيرند ، و نه [ براى رهايى از آتش دوزخ ]يارى مي  شوند .(48)

و [ يادكنيد ] آن گاه كه شما را از [ سيطره حكومت ظالمانه ] فرعونيان نجات داديم ; آنان كه همواره شما را به سخت ترين صورت شكنجه مي  كردند ، پسران شما را سر مي  بريدند و زنان شما را [ براى بيگارى و كنيزى ] زنده مي  گذاشتند . و در اين سختى ها ومشكلاتْ آزمايشى بزرگ از سوى پروردگارتان بود .(49)

و [ ياد كنيد ] هنگامي كه دريا را براى شما شكافتيم ، پس شما را نجات داديم و فرعونيان را در حالى كه مي  ديديد ، غرق كرديم .(50)

و [ ياد كنيد ] زمانى كه [ براى نازل كردن تورات ] چهل شب با موسى وعده گذاشتيم ، سپس شما بعد از [ غايب شدن ] او گوساله را معبود خود گرفتيد ، در حالى كه [ به سبب اين كار بسيار زشت ] ستمكار بوديد .(51)

سپس بعد از آن [ كار زشت ] از [ گناه ] شما درگذشتيم ، تا سپاس گزارى كنيد .(52)

و [ ياد كنيد ] هنگامي كه به موسى ، كتاب و ميزان جداكننده [ حق از باطل ] عطا كرديم تا هدايت يابيد .(53)

و [ ياد كنيد ] زمانى كه موسى به قومش گفت : اى قوم من ! قطعاً شما به سبب معبود گرفتن گوساله به خودتان ستم ورزيديد ، پس به سوى آفريننده خود بازگرديد ، و [ افرادى از ] خودتان را [ كه گوساله را به پرستش گرفتند ] بكشيد كه اين [ عمل ] براى شما در پيشگاه آفريدگارتان بهتر است . پس خدا [ به دنبال اجرا كردن دستورش ] توبه شما را پذيرفت ; زيرا او بسيار توبه پذير و مهربان است .(54)

و [ ياد كنيد ] آن گاه كه گفتيد : اى موسى ! هرگز به تو ايمان نمي  آوريم تا خدا را آشكارا [ با چشم خود ] ببينيم . پس صاعقه مرگبار شما را گرفت ، در حالى كه مي  ديديد .(55)

سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم تا سپاس گزارى كنيد .(56)

و [ در صحراى سوزان سينا ] ابر را بر سر شما سايبان قرار داديم ; و بر شما گزانگبين و بلدرچين نازل كرديم ; [ و گفتيم : ] از خوراكى هاى پاك و پاكيزه اى كه روزىِ شما قرار داده ايم بخوريد . و آنان [ در تجاوز و طغيانشان وناسپاسى وكفرانشان] بر ما ستم نكردند، بلكه همواره بر خود ستم مي ورزيدند .(57)

و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه گفتيم : به اين شهر [ بيت المقدس ] وارد شويد ، و از نعمت هاى آن هر چه خواستيد ، فراوان و گوارا بخوريد و از دروازه [ شهر يا درِ معبد ] فروتنانه و سجده كنان درآييد و بگوييد : [ خدايا ! خواسته ما ]ريزش گناهان ماست ، تا گناهانتان را بيامرزيم و به زودى [ پاداش ]نيكوكاران را بيفزايم .(58)

ولى ستمكاران ، سخنى را كه [ بيرون دروازه شهر ] به آنان گفته شده بود [ پس از ورود به شهر ] به سخنى ديگر تبديل كردند [ به جاى درخواست ريزش گناهان ، درخواست امور مادى كردند ] . ما هم بر ستمكاران به سبب آنكه همواره نافرمانى مي  كردند ، عذابى از آسمان فرود آورديم .(59)

و [ ياد كنيد ] آن گاه كه موسى براى قومش درخواست آب كرد ، پس گفتيم: عصايت را به اين سنگ بزن . پس دوازده چشمه از آن جوشيد به طورى كه هر گروهى [ از دوازده گروه بنى اسرائيل ] چشمه ويژه خود را شناخت . [ و گفتيم : ] از روزىِ خدا بخوريد و بياشاميد و تبهكارانه در زمين فتنه و آشوب بر پا نكنيد .(60)

و [ ياد كنيد ] هنگامي كه گفتيد : اى موسى ! ما هرگز بر يك نوع غذا صبر نمي  كنيم ، پس از پروردگارت بخواه تا از آنچه زمين مي  روياند از سبزى و خيار و سير و عدس و پيازش را براى ما آماده كند . [ موسى ] گفت : آيا شما به جاى غذاى بهتر ، غذاى پست تر را مي  خواهيد ؟ ! [ اكنون كه چنين درخواست ناروايى داريد ] به شهرى فرود آييد كه آنچه خواستيد ، براى شما آماده است . و [ داغِ ] خوارى و بيچارگى و نياز بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند ; اين [ خوارى و خشم ] به سبب آن بود كه آنان همواره به آيات خدا كفر مي ورزيدند و پيامبران را به ناحق مي  كشتند ; اين [ كفرورزى و كشتن پيامبران ] به علت آن بود كه [ از فرمانِ من ]سرپيچى نمودند و پيوسته [ از حدود حق ] تجاوز مي  كردند .(61)

مسلماً كسانى كه [ به ظاهر ] ايمان آوردند ، و يهودى ها و نصرانى ها و صابئى ها هر كدامشان [ از روى حقيقت ] به خدا و روز قيامت ايمان آورند و كار شايسته انجام دهند ، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شايسته و مناسب است ، و نه بيمي بر آنان است و نه اندوهگين شوند .(62)

و [ ياد كنيد ] هنگامي كه از شما [ بر پيروى از حق ] پيمان گرفتيم ، و كوه طور را بالاى سرتان برافراشتيم ، [ و گفتيم : ] آنچه را [ از آيات كتاب آسمانى ] به شما داده ايم ، با قدرت و قوّت دريافت كنيد ، و آنچه را در آن است [ براى اجرا كردن ] به ياد داشته باشيد تا پرهيزكار شويد .(63)

آن گاه بعد از [ پيمان گرفتن ، از وفاكردن به آن ] سرپيچى كرديد ، و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود ، قطعاً از زيانكاران بوديد .(64)

بى ترديد شما [ سرگذشتِ كسانى از هم مسلكان خود را ] كه در روز شنبه [ از فرمان خدا كه صيد ماهى را حرام كرده بود ] عصيان ورزيدند دانستيد كه [ به كيفر عصيانشان ] به آنان نهيب زديم كه به صورت بوزينگانى خوار و رانده شده درآييد .(65)

در نتيجه ، آن [ مي ازات ] را عبرتى براى كسانى كه شاهدِ حادثه بودند ، وكسانى كه بعد از آنان مي  آيند ، و پندى براى پرواپيشگان قرار داديم .(66)

و [ ياد كنيد ] زمانى كه موسى به قومش گفت: خدا به شما فرمان مي  دهد گاوى را ذبح كنيد ، گفتند : آيا ما را مسخره مي  كنى ؟ ! گفت : به خدا پناه مي  برم از اينكه از نادانان باشم .(67)

گفتند : از پروردگارت بخواه براى ما بيان كند كه آن گاو چگونه گاوى باشد ؟گفت : او مي  فرمايد كه آن گاوى است نه پير از كارمانده ، نه جوان نارسيده ، [ بلكه ] گاوى ميان اين دو نوع گاو است . پس آنچه را به آن فرمان داده اند ،انجام دهيد .(68)

گفتند : از پروردگارت بخواه كه براى ما توضيح دهد رنگش چگونه باشد ؟ گفت : خدا مي  گويد : گاوى است زرد و رنگش روشن كه بينندگان را شاد و مسرور مي  كند .(69)

گفتند : از پروردگارت بخواه براى ما بيان كند كه [ نهايتاً آن گاو ] چه گاوى است ؟ زيرا اين گاو بر ما مُبهم و مُشتبه شده ، و اگر خدا بخواهد [ به شناخت آن ] هدايت خواهيم شد .(70)

گفت : او مي  گويد : گاوى است كه نه رام است تا زمين را شخم زند و نه زراعت را آبيارى نمايد ، [ از هر عيب و نقصى ] سالم است ، و رنگى مخالف رنگ اصلى در آن نيست ، گفتند : اكنون حق را براى ما آوردى . پس آن را ذبح كردند ، در حالى كه نزديك بود فرمان خدا را اجرا نكنند ! !(71)

و [ ياد كنيد ] هنگامي كه كسى را كشتيد و درباره [ قاتل ] او به نزاع و ستيز برخاستيد ; و خدا آشكار كننده چيزى است كه پنهان مي  داشتيد .(72)

پس گفتيم : پاره اى از آن [ گاو ذبح شده ] را به مقتول بزنيد [ تا زنده شود و قاتل را معرفى كند ] . خدا مردگان را اين گونه زنده مي  كند و نشانه هاىِ [ قدرت و ربوبيّت ] خود را به شما نشان مي  دهد ، تا بينديشيد .(73)

سپس دل هاى شما بعد از آن [ معجزه شگفت انگيز ] سخت شد ، مانند سنگ يا سخت تر ; زيرا پاره اى از سنگ هاست كه از آنها نهرها مي  جوشد ، و پاره اى از آنها مي  شكافد و آب از آن بيرون مي  آيد ، و پاره اى از آنها از ترس خدا [ از بلندى ] سقوط مي  كند ; و خدا از آنچه انجام مي  دهيد بى خبر نيست .(74)

آيا [ شما مردم مؤمن ] اميد داريد كه [ آن سخت دلان ] به [ دين ] شما ايمان بياورند ؟ ! در حالى كه گروهى از آنان كلام خدا را همواره مي  شنيدند ، سپس بعد از آنكه [ معنا و مفهومش را ] درك مي  كردند ، [ به سبب دنياطلبى و امور مادى ] به دلخواه خود تغييرش مي  دادند ، در صورتى كه مي  دانستند [ به كلام خدا و به مردم جوياى حق خيانت مي  كنند ] .(75)

و هنگامي كه با مؤمنان ديدار كنند ، مي  گويند : ما ايمان آورديم . و چون با هم خلوت مي  كنند [ از روى اعتراض و ايراد ] به يكديگر مي  گويند : چرا حقايقى را كه خدا [ در تورات درباره پيامبر اسلام ]براى شما بيان كرده به مؤمنان مي  گوييد تا [ روز قيامت با اين حقايق ]در پيشگاه پروردگارتان بر ضد شما استدلال كنند ؟ آيا تعقّل نمي  كنيد [ كه نبايد زمينه استدلال بر ضد خود را در اختيار مؤمنان گذاريد ؟ ! ](76)

آيا [ آن سخت دلان ] نمي  دانند كه خدا آنچه را پنهان مي  دارند و آنچه را آشكار مي  كنند ، مي  داند ؟ !(77)

و گروهى از يهود ، كه جاهل و بى سوادند [ غير از تورات فعلى ] كه جز بافته هاى دروغين [ عالمان خائن آنان نيست ] نمي  دانند ، و حال آن كه [ در امر دين به سبب عدم تحقيق و دنبال نكردن علم و دانش ] فقط در مسير گمان و خيال واهى قدم برمي  دارند .(78)

پس واى بر كسانى كه با دست هاشان نوشته اى را مي  نويسند ، سپس مي  گويند : اين [ نوشته ] از سوى خداست . تا با اين [ كار زشت و خائنانه ] بهايى ناچيز به دست آورند ; پس واى بر آنان از آنچه دست هاشان نوشت ، و واى بر آنان از آنچه به دست مي  آورند .(79)

و گفتند : آتش [ دوزخ ] جز چند روزى به ما نمي  رسد . بگو : آيا [ بر اين عقيده خود ] از نزد خدا پيمانى گرفته ايد ؟ كه هرگز خدا از آن پيمان تخلّف نخواهد كرد ، يا جاهلانه چيزى را به خدا نسبت مي  دهيد ؟(80)

[ نه چنين است كه مي  گوييد ] بلكه كسانى كه مرتكب گناه شدند وآثار گناه ، سراسر وجودشان را فرا گرفت ، آنان اهل آتشند و در آن جاودانه اند .(81)

و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند ، اهل بهشت اند و در آن جاودانه اند .(82)

و [ ياد كنيد ] زمانى كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد ، و به پدر و مادر و خويشان ويتيمان ومستمندان نيكى كنيد ، و با مردم با خوش زبانى سخن گوييد ، و نماز را بر پا داريد ، و زكات بپردازيد ، سپس همه شما جز اندكى [ از پيمان خدا ] روى گردانيديد ; و شما [ به طور عادت ] روى گردان هستيد .(83)

و [ ياد كنيد ] هنگامي كه از شما پيمان گرفتيم كه خون همديگر را نريزيد ، و يكديگر را از خانه هاى خود آواره نكنيد ، سپس [ به پيمانتان ] اقرار كرديد و بر آن هم گواهى مي  دهيد .(84) 


باز اين شما هستيد كه يكديگر را مي  كشيد ، و گروهى از خودتان را از خانه هايشان آواره مي  كنيد ، و از روى گناه و تجاوز يكديگر را بر ضد آنان [ كه آواره كرده ايد ] يارى و كمك مي  دهيد ، و اگر آنان در حال اسارت نزد شما آيند ، براى آزاد شدنشان فديه مي  دهيد ، در صورتى كه آواره كردنشان بر شما حرام بود . آيا به بخشى از كتاب [ آسمانى ] ايمان مي  آوريد و به بخشى ديگر كفر مي ورزيد ؟ [ حرام بودن جنگ و آواره كردن را مردود مي  شماريد ، و وجوب آزاد كردن هم كيشان را از اسارت قبول مي  كنيد ! ] پس كيفر كسانى از شما كه چنين تبعيضى را [ در آيات خدا ] روا مي  دارند ، جز خوارى و رسوايى در زندگى دنيا نيست ، و روز قيامت به سوى سخت ترين عذاب بازگردانيده مي  شوند ، و خدا از آنچه انجام مي  دهيد ، بى خبر نيست .(85)
اينان كسانى اند كه زندگى [ زودگذر ] دنيا را به جاى آخرت خريدند ; پس نه عذاب از آنان سبك شود و نه يارى شوند .(86)
و يقيناً ما به موسى كتاب داديم و پس از او پيامبرانى به دنبال هم فرستاديم ، و به عيسى بن مريم دلايل روشن و آشكار عطا نموديم ، و او را به وسيله روح القدس توانايى بخشيديم ; پس چرا هرگاه پيامبرى آيين و احكامي كه مطابق هوا و هوستان نبود براى شما آورد ، سركشى كرديد ؟ پس [ نبوّتِ ] گروهى را تكذيب نموديد وگروهى را مي  كشتيد .(87)
و گفتند : دل هاى ما در غلاف و پوشش است [ به اين علتْ كلام تو را نمي  فهميم ، ولى چنين نيست كه مي  گويند ] بلكه خدا به سبب كفرشان آنان را از رحمتش دور كرده [ در نتيجه از پذيرفتن اسلام خوددارى مي  كنند ] پس اندكى ايمان مي  آورند .(88)
و هنگامي كه براى آنان از سوى خدا كتابى [ چون قرآن ] آمد كه تصديق كننده توراتى است كه با آنان است ، و همواره پيش از نزولش به خودشان [ در سايه ايمان به آن ] مژده پيروزى بر كافران مي  دادند ، پس [ با اين وصف ] زمانى كه قرآن [ كه پيش از نزولش آن را با پيشگويى تورات مي  شناختند ] نزد آنان آمد ، به آن كافر شدند ; پس لعنت خدا بر كافران باد .(89)
بد چيزى است آنچه خود را به آن فروختند كه كفر ورزيدن از روى حسادت به كتابى است كه خدا نازل كرده [ معترضانه مي  گويند : ] چرا خدا از فضل و احسانش به هر كه از بندگانش بخواهد [ كتاب آسمانى ] نازل مي  كند ، پس آنان به خشمي بر روى خشمي سزاوار شدند . و براى كافران عذابى خوار كننده است .(90)
هنگامي كه به آنان گويند : به آنچه كه خدا [ بر پيامبر اسلام ] نازل كرده ايمان آوريد ، گويند : به توراتى كه بر خود ما يهوديان نازل شده ايمان مي  آوريم و به غير آن در حالى كه حق است و تصديق كننده توراتى است كه با آنان است ، كفر مي ورزند . بگو : اگر شما [ از روى درستى و راستى به تورات ] مؤمن بوديد ، پس چرا پيش از اين پيامبران خدا را مي  كشتيد ؟(91)
و قطعاً موسى براى شما معجزات و دلايلى روشن آورد ، سپس شما پس از [ رفتن ] او [ به كوه طور ] گوساله را معبود خود گرفتيد ، در حالى كه [ به خود و دلايل آشكار و روشن حق ] ستمكار بوديد .(92)
و [ ياد كنيد ] زمانى كه از شما [ براى پيروى از موسى ] پيمان گرفتيم ، و كوه طور را بالاى سرتان برافراشتيم [ و گفتيم : ] آنچه را [ چون تورات ] به شما داديم با قدرت و قوّت دريافت كنيد [ و دستورهاى ما و پيامبرتان را بشنويد ، به ظاهر ] گفتند : شنيديم و [ در باطن گفتند : ] نافرمانى كرديم . و به سبب كفرشان دوستى گوساله با دل هايشان در آميخت . بگو : اگر شما مؤمن هستيد [ و ايمانتان شما را به اين همه ظلم و جنايت و فساد فرمان مي  دهد ] پس بد چيزى است آنچه ايمانتان به آن فرمان مي  دهد .(93)
بگو : اگر [ آن گونه كه مي  پنداريد ] سراى آخرت [ با همه نعمت هايش ] نزد خدا ويژه شماست نه مردم ديگر ، پس چنانچه راستگوييد مرگ را آرزو كنيد .(94)
و آنان هرگز مرگ را به سبب گناهانى كه مرتكب شده اند ، آرزو نمي  كنند ; و خدا به ستمكاران داناست .(95)
و يقيناً آنان را حريص ترين مردم به زندگى [ دراز مدت ] خواهى يافت و [ حتى حريص تر ] از مشركان . هر يك از آنان آرزومند است كه اى كاش هزار سال عمرش دهند ، ولى آن عمر طولانى دور كننده او از عذاب نيست ; و خدا به آنچه انجام مي  دهند ، بيناست .(96)
[ آنان مي  گويند : چون جبرئيل ، وحى را براى تو مي  آورد ما با او دشمنيم ; بنابراين به تو ايمان نمي  آوريم ] بگو : هر كه دشمن جيرئيل است [ دشمن خداست ] زيرا او قرآن را به فرمان خدا بر قلب تو نازل كرده است ، در حالى كه تصديق كننده كتاب هاى پيش از خود و هدايت وبشارت براى مؤمنان است .(97)
هر كه با خدا و فرشتگان و رسولانش و جبرئيل و ميكائيل دشمن باشد [ كافر است ] ، و بى ترديد خدا دشمن كافران است .(98)
و يقيناً به سوى تو آياتى روشن نازل كرديم ، و به آنها جز فاسقان كافر نمي  شوند .(99)
آيا چنين نيست كه هرگاه يهود پيمانى [ با خدا و رسولانش ] بستند ، گروهى از آنان ، آن را شكستند ؟ [ آنان نه فقط عهد شكنند ] بلكه بيشترشان ايمان نمي  آورند .(100)
و زمانى كه فرستاده اى از سوى خدا به سويشان آمد كه تصديق كننده كتابى است كه با آنان است ، گروهى از آنان كه [ دانش ] كتاب به آنان داده شده بود [ با كمال گستاخى ] كتاب خدا را پشت سر انداختند [ و با آن به مخالفت برخاستند ] ، گويى نمي  دانند [ كه كلام خداست ] .(101)
و [ يهوديان ] از آنچه شياطين در زمان پادشاهى سليمان [ از علم سحر بر مردم مي  خواندند ] پيروى كردند . و [ سليمان دست به سحر نيالود تا كافر شود ، بنابراين ] سليمان كافر نشد ، ولى شياطين كه به مردم سحر مي  آموختند ، كافر شدند . و [ نيز يهوديان ] از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در شهر بابل نازل شد [ پيروى كردند ] ، و حال آنكه آن دو فرشته به هيچ كس نمي  آموختند مگر آنكه مي  گفتند : ما فقط مايه آزمايشيم [ و علم سحر را براى مبارزه با ساحران و باطل كردن سحرشان به تو تعليم مي  دهيم ] ، پس [ با به كار گرفتن آن در مواردى كه ممنوع و حرام است ] كافر مشو . اما آنان از آن دو فرشته مطالبى [ از سحر ] مي  آموختند كه با آن ميان مرد و همسرش جدايى مي  انداختند ; در حالى كه آنان به وسيله آن سحر جز به اذن خدا قدرت آسيب رساندن به كسى را نداشتند ; و همواره چيزى را مي  آموختند كه به آنان آسيب مي  رسانيد و سودى نمي  بخشيد ; و يقيناً [ يهود ] مي  دانستند كه هر كس خريدار سحر باشد ، در آخرت هيچ بهره اى ندارد . و همانا بدچيزى است آنچه خود را به آن فروختند اگر معرفت مي  داشتند .(102)
و اگر آنان [ از روى حقيقت ] ايمان مي  آوردند و [ از سحر و جادو ] پرهيز مي  كردند ، قطعاً پاداشى كه از جانب خداست [ براى آنان ] بهتر بود ، اگر مي  دانستند .(103)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! [ هنگام سخن گفتن با پيامبر ] مگوييد : راعنا [ يعنى : در ارائه احكام ، اميال و هوس هاى ما را رعايت كن ] و بگوييد : انظرنا [ يعنى : مصلحت دنيا و آخرت ما را ملاحظه كن ] و [ فرمان هاى خدا و پيامبرش را ] بشنويد . و براى كافران عذابى دردناك است .(104)
نه كافران از اهل كتاب و نه مشركان ، دوست ندارند كه هيچ خيرى از سوى پروردگارتان بر شما نازل شود ، در حالى كه خدا هركه را بخواهد به رحمت خود اختصاص مي  دهد ; و خدا داراى فضل بزرگى است .(105)
هر آيه اى را كه [ محتوى حكم يا احكامي است وقتى بر پايه مصلحت يا اقتضاى زمان ] از ميان برداريم يا به تأخير اندازيم ، بهتر از آن يا مانندش را مي  آوريم . آيا ندانسته اى كه خدا بر هر كارى تواناست ؟ !(106)
آيا ندانسته اى كه فرمانروايى و حكومت آسمان ها و زمين فقط در سيطره اوست و شما را جز خدا هيچ سرپرست و ياورى نيست ؟(107)
بلكه مي  خواهيد از پيامبرتان [ كارهاى نامعقول و بيهوده ]درخواست كنيد ، همان گونه كه پيش از اين از موسى درخواست شد ؟ و كسى كه كفر را به جاى ايمان اختيار كند ، تحقيقاً راه راست را گم كرده است .(108)
بسيارى از اهل كتاب پس از آنكه حق براى آنان روشن شد به سبب حسدى كه از وجودشان شعله كشيده ، دوست دارند كه شما را پس از ايمانتان به كفر بازگردانند . هم اكنون [ از ستيز و جدال با آنان ]درگذريد ، و [ از آنان ] روى بگردانيد ، تا خدا فرمانش را [ به جنگ يا جزيه ] اعلام كند ; يقيناً خدا بر هر كارى تواناست .(109)
و نماز را برپا داريد ، و زكات بپردازيد ، و آنچه از كار نيك براى خود پيش فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت . مسلماً خدا به آنچه انجام مي  دهيد ، بيناست .(110)
و گفتند : هرگز كسى وارد بهشت نمي  شود مگر آنكه يهودى يا نصرانى باشد ، اين دروغ ها و اباطيل آنان است ; بگو : اگر راستگوييد دليل و برهان خود را بياوريد .(111)
آرى ، كسانى كه همه وجود خود را تسليم خدا كنند در حالى كه نيكوكارند ، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شايسته و مناسب است ، نه بيمي بر آنان است و نه اندوهگين مي  شوند .(112)
ويهوديان گفتند : نصرانى ها بر آيين و روش درستى نيستند و نصرانى ها گفتند : يهوديان بر آيين و روش درستى نيستند ، در حالى كه همه آنان كتاب [ آسمانى ] را مي  خوانند [ كه هر دو آيين در زمان مخصوص به خود درست و بر حق بوده ] كسانى كه نادانند [ هم چون مشركان ] سخنى مانند سخن آنان [ درباره آيين مسلمانان ]گفتند ; پس خدا روز قيامت در ميان آنان درباره آنچه با هم اختلاف مي  كردند ، داورى مي  كند .(113)
و چه كسانى ستمكارتر از كسانى مي  باشند كه از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگيرى كردند ، و در خرابى آنها كوشيدند ؟ آنان را شايسته نيست كه در آن [ مراكز عبادت ] درآيند ، جز در حال ترس [ از عدالت و انتقام خدا ] . براى آنان در دنيا خوارى و زبونى است و در آخرت عذابى بزرگ است .(114)
مالكيّتِ مشرق و مغرب فقط ويژه خداست ; پس به هر كجا رو كنيد آنجا روى خداست . يقيناً خدا بسيار عطا كننده و داناست .(115)
و [ يهود و نصارى ] گفتند : خدا [ براى خود ] فرزندى گرفته ، منزّه است او [ از اوصاف دروغ و باطلى كه به حضرتش نسبت مي  دهند ] ، بلكه آنچه در آسمان ها و زمين است مخلوق و مملوك اويند [ نه فرزند او ; زيرا فرزند ، هم جنس پدر و مادر است و چيزى در جهان هم جنس خدا نيست تا فرزند خدا باشد ] و همه در برابر او مطيع و فرمانبردارند .(116)
[ بى سابقه ماده ، مدت و نقشه ] پديدآورنده آسمان ها و زمين است . وهنگامي كه فرمان به وجود آمدن چيزى را صادر كند فقط به آن مي  گويد : « باش » . پس بى درنگ مي  باشد .(117)
و كسانى كه نادان و ناآگاهند ، گفتند : چرا خدا با ما سخن نمي  گويد يا نشانه و معجزه اى براى ما نمي  آيد ؟ گذشتگان آنان نيز مانند گفته ايشان را گفتند ; دل هايشان [ در تعصّب ، لجاجت ، عناد و نادانى ]شبيه هم است . تحقيقاً ما [ به اندازه لازم ] نشانه ها را براى اهل باور بيان كرده ايم .(118)
قطعاً ما تو را به درستى و راستى ، بشارت دهنده وبيم رسان فرستاديم ، و تو [ بعد از ابلاغ پيام حق ] مسؤولِ [ ايمان نياوردن و وضع و حال ]دوزخيان نيستى.(119)
يهود و نصارى هرگز از تو راضى نمي  شوند تا آنكه از آيينشان پيروى كنى . بگو : مسلماً هدايت خدا فقط هدايت [ واقعى ] است  . و اگر پس از دانشى كه [ چون قرآن ] برايت آمده از هوا و هوس هاى آنان پيروى كنى ، از سوى خدا هيچ سرپرست و ياورى براى تو نخواهد بود .(120)
كسانى كه كتاب آسمانى به آنان عطا كرده ايم ، آن را به طورى كه شايسته آن است قرائت مي  كنند [ و آن قرائت نمودن با تدبر و به قصد عمل است ]اهل ايمان به آن [ كتاب ] هستند و كسانى كه به آن كفر مي ورزند فقط آنان زيانكارند .(121)
اى بنى اسرائيل ! نعمت هاى مرا كه به شما عطا كردم و اينكه شما را بر جهانيان [ زمان خودتان ] برترى دادم ، ياد كنيد .(122)
و از روزى پروا كنيد كه نه كسى از كسى عذابى را دفع مي  كند ، و نه از كسى [ در برابر گناهانش ] فديه و عوضى مي  گيرند ، و نه كسى را شفاعتى سود دهد ، و نه [ براى رهايى از آتش دوزخ ]يارى مي  شوند .(123)
و [ ياد كنيد ] هنگامي كه ابراهيم را پروردگارش به امورى [ دشوار و سخت ]آزمايش كرد ، پس او همه را به طور كامل به انجام رسانيد ، پروردگارش [ به خاطر شايستگى ولياقت او ] فرمود : من تو را براى همه مردم پيشوا و امام قرار دادم . ابراهيم گفت : و از دودمانم [ نيز پيشوايانى برگزين ] . [ پروردگار ]فرمود : پيمان من [ كه امامت و پيشوايى است ] به ستمكاران نمي  رسد .(124)
و  [ ياد كنيد ]هنگامي كه ما اين خانه [ كعبه ] را براى همه مردم محل گردهمايى و جاى امن وامان قرار داديم ، و [ فرمان داديم : ] از مقام ابراهيم جايگاهى براى نماز انتخاب كنيد . و به ابراهيم و اسماعيل سفارش كرديم كه خانه ام را براى طواف كنندگان و اعتكاف كنندگان و ركوع كنندگان وسجده گذاران [ از هر آلودگى ظاهرى و باطنى ]پاكيزه كنيد .(125)
و  [ ياد كنيد ]آن گاه كه ابراهيم گفت : پروردگارا ! اين [ مكان ] را شهرى امن قرار ده و اهلش را آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند از هر نوع ميوه و محصول روزى بخش . خدا فرمود : [ دعايت را درباره مؤمنان اجابت كردم ، ولى ] هر كه كفر ورزد بهره اندكى به او خواهم داد ، سپس او را به عذاب آتش مي  كشانم و آن بد بازگشت گاهى است .(126)
و [ ياد كنيد ] زمانى كه ابراهيم و اسماعيل پايه هاى خانه كعبه را بالا مي  بردند [ و به پيشگاه حق مي  گفتند : ] پروردگارا ! [ اين عمل را ] از ما بپذير كه تو شنوا و دانايى، (127)
پروردگارا ! ما را [ با همه وجود ] تسليم خود قرار ده ، و نيز از دودمان ما امتى كه تسليم تو باشند پديد آر ، و راه و رسم عبادتمان را به ما نشان ده ، و توبه ما را بپذير ، كه تو بسيار توبه پذير و مهربانى ،(128)
پروردگارا ! در ميان آنان پيامبرى از خودشان برانگيز ، كه آيات تو را بر آنان بخواند ، و آنان را كتاب و حكمت بياموزد ، و [ از آلودگى هاى ظاهرى و باطنى ] پاكشان كند ; زيرا تو تواناى شكست ناپذير و حكيمي  .(129)
وكيست كه از آيين ابراهيم روى گردان شود ، جز كسى كه [ خود را خوار و بى ارزش كند و ] خويش را به نادانى و سبك مغزى زند ؟ يقيناً ما ابراهيم را در دنيا [ به امامت و رسالت ] برگزيديم ، و قطعاً در آخرت از شايستگان است .(130)
[ و ياد كنيد ] هنگامي كه پروردگارش به او فرمود : تسليم باش . گفت : به پروردگار جهانيان تسليم شدم .(131)
و ابراهيم و يعقوب پسرانشان را به آيين اسلام سفارش كردند كه اى پسران من ! يقيناً خدا اين دين را براى شما برگزيده ، پس شما بايد جز در حالى كه مسلمان باشيد ، نميريد .(132)
آيا شما [ يهوديان كه ادعا مي  كنيد يعقوب پسرانش را به آيين شما سفارش كرد ] هنگامي كه يعقوب را مرگ در رسيد [ كنار بستر او ] حاضر بوديد ؟ [ يقيناً حاضر نبوديد ] آن گاه كه به پسران خود گفت : پس از من چه چيزى را مي  پرستيد ؟ گفتند : خداى تو و خداى پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را كه خداى يگانه است مي  پرستيم ، و ما تسليم اوييم .(133)
آنان گروهى بودند كه درگذشتند ، آنچه [ از طاعت و معصيت ] به دست آوردند مربوط به خود آنان است ، و آنچه شما به دست آورديد مربوط به خود شماست ; و شما در برابر آنچه آنان انجام مي  دادند ، مسؤول نيستيد .(134)
و [ اهل كتاب به مردم مؤمن ] گفتند : يهودى يا نصرانى باشيد تا هدايت يابيد . بگو : بلكه از آيين ابراهيم يكتاپرست و حق گرا [ پيروى مي  كنيم نه از آيين تحريف شده شما كه عين گمراهى است ] و او هرگز از مشركان نبود .(135)
[ شما مردم مؤمن از روى حقيقت اقرار كنيد و ] بگوييد : ما به خدا و آنچه به سوى ما نازل شده ، و به آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نوادگانِ [ داراى مقام نبوّت ] آنان فرود آمده ، و به آنچه به موسى و عيسى و آنچه به پيامبران از ناحيه پروردگارشان داده شده ايمان آورديم ; ميان هيچ يك از آنان [ در اينكه از سوى خدا براى هدايت مردم مبعوث شده اند ] فرقى نمي  گذاريم ، و ما در برابر او تسليم هستيم .(136)
پس اگر آنان هم به آنچه شما به آن ايمان آورده ايد ، ايمان آورند [ كه ايمان به قرآن و به پيامبر است ]مسلماً هدايت يافته اند ، و اگر روى برتابند جز اين نيست كه در ستيز و دشمنى اند ; پس به زودى خدا شرّ آنان را [ به كشته شدن يا آوارگى از خانه و كاشانه ]دفع خواهد كرد ; و او شنوا و داناست .(137)
[ به يهود و نصارى بگوييد : ]رنگ خدا را [ كه اسلام است ، انتخاب كنيد ] و چه كسى رنگش نيكوتر از رنگ خداست ؟ و ما فقط پرستش كنندگان اوييم .(138)
بگو : آيا با ما در باره خدا گفتگوى بى منطق و احتجاج نادرست مي  كنيد ؟ ! در حالى كه او پروردگار ما و شماست [ و همه كارهايش بر وفق حكمت و مصلحت است ، و جاى گفتگوى بى منطق و احتجاج نادرست نيست ] ; و اعمال ما مربوط به خود ما و اعمال شما مربوط به خود شماست ، و ما [ در ايمان ، اعتقاد ، طاعت و عبادت ] براى او اخلاص مي ورزيم .(139)
آيا مي  گوييد : ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نوادگان [ داراى مقام نبوّت ] آنان يهودى يا نصرانى بودند ؟ ! بگو : شما داناتريد يا خدا ؟ [ شما به يقين مي  دانيد كه آنان يهودى و نصرانى نبودند ، پس چرا واقعيت را پنهان مي  داريد ؟ ! ] وستمكارتر از كسى كه شهادتى را كه از خدا نزد اوست پنهان كند ، كيست ؟ وخدا از آنچه انجام مي  دهيد ، بى خبر نيست .(140)
آنان گروهى بودند كه درگذشتند ; آنچه [ طاعت و معصيت ] به دست آوردند مربوط به خود آنان است و آنچه شما به دست آورديد مربوط به خود شماست ; و شما در برابر آنچه آنان انجام مي  دادند ، مسؤول نيستيد .(141)
به زودى مردم سبك مغز مي  گويند : چه چيزى مسلمانان را از قبله اى كه بر آن بودند [ يعنى بيت المقدس ، به سوى كعبه ] گردانيد ؟ بگو : مالكيّتِ مشرق و مغرب فقط ويژه خداست ، هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مي  كند .(142)
و همان گونه [ كه شما را به راه راست هدايت كرديم ] شما را امتى ميانه [ ومعتدل و پيراسته از افراط و تفريط ] قرار داديم تا [ در ايمان ، عمل ، درستى و راستى ] بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم گواه بر شما باشد . و ما قبله اى را كه بر آن بودى فقط به خاطر اين قرار داديم تا كسانى كه از پيامبر پيروى مي  كنند از كسانى كه از اسلام و اطاعت پيامبر برمي  گردند [ و متعصبانه به قبله پيش از كعبه مي  مانند ] معلوم و مشخص كنيم ; گر چه اين حكم جز بر كسانى كه خدا هدايتشان كرده گران و دشوار بود . و خدا بر آن نيست كه ايمان شما را تباه كند ; زيرا خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است .(143)
ما گردانيدن رويت را در [ جهت ] آسمان [ چون كسى كه به انتظار مطلبى باشد ] مي  بينيم ; پس يقيناً تو را به سوى قبله اى كه آن را بپسندى برمي گردانيم ; پس رويت را به سوى مسجد الحرام گردان ; و [ شما اى مسلمانان ! ] هر جا كه باشيد ، روى خود را به سوى آن برگردانيد . و مسلماً اهل كتاب مي  دانند كه اين تغيير قبله [ از بيت المقدس به كعبه ] از سوى پروردگارشان [ كارى ] درست و حق است ; [ زيرا در تورات و انجيلشان خوانده اند كه پيامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند ] و خدا از آنچه [ بر ضد پيامبر و مؤمنان ] انجام مي  دهند ، بى خبر نيست .(144)









کلمات کليدي : ترجمه فارسي قرآن الكريم - سوره البقرة - استاد انصاريان

© کپی رایت توسط : پايگاه قرآني نورالهدي (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 10 شهريور ماه ، 1389 (14 مشاهده)

[ بازگشت ]